سورۀ بقره و نام های معروف آن

« وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ »  «هنگامى که موسى به قوم خود گفت که ‏خدا به شما فرمان مى ‏دهد ماده گاوى را سر ببرید، گفتند آیا ما را به ریشخند مى‏ گیرى گفت پناه مى ‏برم به خدا که [مبادا] از جاهلان باشم (67)»

بنابراین شهرت سوره به این نام، بر اثر اشتمال آن بر داستان گاو بنى اسرائیل است که در آیات 67 تا 73 این سوره آمده است و کاربرد آن در احادیث معصومین (علیهم السلام) از باب همراهى با مصطلح تودۀ مردم است، نه از باب تسمیه، زیرا اولاً؛ نام گذارى سوره ها توقیفى نیست و هیچ دلیلى نیز در دست نیست که این سوره را معصومین (علیهم السلام) به نام بقره نامیده باشند و ثانیاً؛ بعید است چنین سوره اى که معارفى والا و احکامی عمیق و فراوان در بر دارد به نام حیوانى نامیده شود و یا سورۀ انعام که مشتمل بر چهل احتجاج توحیدى است به نام چهارپایان موسوم شده باشد و یا سورۀ نمل که معارف عمیق و قصص بسیارى از پیامبران (علیهم السلام) را در بر دارد به نام مورچه و همچنین سورۀ مبارکه مائده که بر اثر اشتمال آن بر آیۀ ولایت، شایستۀ نام سورۀ ولایت است به سبب تبیین سفرۀ بنى اسرائیل به مائده موسوم شده باشد.

 برخى مفسران شیعه و اهل سنت نیز به همین دلیل، از عنوان سورة البقره احتراز جسته، به جاى آن، عنوان «السورة التى یذکر فیها البقره» را برگزیده اند. در برخى روایات نیز از این سوره به عنوان السورة التى... یاد شده و از گفتن سورة البقره نهى شده است.  آلوسى 2 در تفسیر روح القوانین مى ­گوید:

 ممکن است گفتن سورة البقره در صدر اسلام بر اثر استهزاى کافران مکروه بوده است و بعد از ساطع شدن نور اسلام، نهى مزبور برطرف شده و بدون انکار، شیوع یافته و حدیث هم در جواز آن وارد شده است.

نام ­های دیگر این سوره عبارتند از:

1- الف، لام، میم: به گفتۀ میرمحمدکریم العلوی الحسینی الموسوی در تفسیر کشف ­الحقایق عن نکت الآیات و الدقایق، خداوند تبارک و تعالی نام این سوره را  الم نهاده اما در عرف به بقره شهرت یافت زیرا بخشی از این سوره به ماجرای بنی اسرائیل پرداخته و در میان این داستان، لفظ مشهور «بقره» بارها تکرار شده، گاوی میانسال و نه چندان رام، تندرست و سالم و بدون هیچ لکه و نقصی که رنگِ زرد روشن و یکدست او باعث سرور و شادی بینندگان می ­شود. بنی اسرائیل مأمور می­ شود این گاو را بکشد ولی مرتباً بهانه می­ آورند و وقتی بهانه جویی ­های ایشان راه به جایی نمی ­برد؛ آن را ذبح می­ کنند.

به گفتۀ علوی حسینی، سوره ­هایی که با حروف مقطعه آغاز می ­شوند، حروف مقطعه در واقع نام همان سُوَر هستند اما در عرف برای هریک از این سوره ­ها نام ­های جداگانه نهاده­ اند.

2- فُسطاط القرآن: آن را فسطاط القرآن یعنی خیمۀ بزرگ قرآن گویند. (فُسطاط: خیمه، خرگاه، سراپرده)

همانطور که خیمه، مجموعۀ یک خانواده را در خود جمع می ­کند، این سوره نیز قسمت اعظمی از احکام قرآن و اسلام را در برگرفته است و در واقع این سوره خیمه و خرگاه و در برگیرندۀ احکام فقهی قرآن است.

3- ذِروَة و سَنامُ القرآن: ذروه و سَنام به معنای نقطۀ برجسته و ممتاز و نمایان یک شیء است. همچنین سنام به معنای کوهان شتر می ­باشد که مرتفع ­ترین قسمت بدن این جاندار است. این سوره به علت در برداشتن بخش زیادی از احکام فقهی اسلام از یک مرتبت، رفعت و مقام بلندی برخوردار است و بدین جهت نام یا لقب «سنام القرآن» را به خود گرفته است. 3

4- زهراء: زهراء مؤنث أزهر یعنی درخشان، درخشنده، سپیدروی، نورانی و خوش رنگ. زهراوان صفتی است که به دو سورۀ بقره و آل­ عمران اطلاق می­ گردد.

5- أفضل: به علت جامعیت آن به افضل یا برتر موصوف است.

6- سید قرآن: از آنجاکه سورۀ بقره شامل آیات برجستۀ توحیدی، مانند آیة­ الکرسی است و توحید دارای بلندترین جایگاه در معارف الهی است، بدان "سید القرآن" اطلاق شده است. 4

 اطلاق "سید سید" بر آیةالکرسی از آن روست که این آیه مشتمل بر مباحث مهم توحیدی است.5

 گفتنی است که نامیدن افضل، سید، سنام، ذروه و. . . بر سورۀ بقره با برتری سوره­ های دیگری مانند سورۀ "حمد"، منافاتی ندارد؛ زیرا برتری هریک از جهتی است و افضل بودن در این گونه موارد نسبی است، نه مطلق. مثلاً برتری سورة حمد از آن رو است که با وجود ایجاز و اختصار، مشتمل بر عصارۀ معارف قرآن است و به همین جهت به "ام ­الکتاب" موسوم شده است. برتری سورۀ بقره نیز از نظر جامعیّت آن است. این سورۀ گسترده، جامع اصول معارف اخلاق، حقوق و احکام فقهی فراوانی است و از این جهت در میان سوره ­ها بی­ همتاست.6

چنانچه ذکر شد سورۀ بقره با چند حروف از حروف الفبا شروع می ­شود( الم: الف، لام، میم ). به این حروف اصطلاحاً حروف مقطعه گویند. مفسران را در معانی این حروف سخن بسیار است. آنچه هست این است که این راز همچنان ناگشوده مانده است.

بیشتر این حروفِ رمز، خود یک آیه محسوب می ­شوند. 29 سورۀ قرآن با این حروف شروع می­شوند، البته بعضی از این حروف مثل ق (قاف در سوره ­ای به همین نام) و ص (صاد در سوره­ ای به همین نام: ص والقرآنِ ذی الذکر*ص سوگند به قرآن پندآموز) همچنین در سورة الرعد(سیزدهمین سورۀ قرآن) «المر»، جزو آیۀ اول است و خود یک آیه نیست در حالی که «الم» در سورۀ بقره و عنکبوت خود یک آیه محسوب می­شود.7 لازم به ذکر است که حروف مقطعه در 14 سورۀ قرآن تکراری نیست.

نکته: همیشه پس از حروف مقطعه، سخن از اوصاف قرآن به میان آمده؛ شاید بدین سبب باشد که خداوند در پی اثبات این است که قرآن کلام الهی است و از همان حروفی تشکیل شده که بشر با آن تکلم می­ کند و شعر می­ گوید.

                                                                         

 

1.« در شمارۀ سوره های مکّی و مدنی و در مکّی و مدنی بودن بعضی از سوره ها اختلاف است. یعقوبی می نویسد که 32 سوره از قرآن کریم در مدینه بر پیامبر(ص) نازل شد که اولین آن ها سورۀ مُطَفِفین(کم فروشان) بوده است و سپس انفال، آل عَمران. » به نقل از تاریخ یعقوبی و آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هفتم، 1385،ص 186.

2. محمود بن عبدالله، شهاب­ الدین، ابوثناء یا همان ابوالفضل شهاب الدین محمود آلوسی بغدادی(1217-1270) ادیب، خطیب، فقیه و مجتهد شافعی مذهب، مفسّر و موّرخ بغدادی. «روح المعانى فی تفسیرالقرآن و السبع المثانی» گسترده ‏ترین تفسیر و جامع ‏ترین آن در نوع خود، میان اهل سنت مى‏باشد که نوشتۀ اوست.

3. معارف، مجید، پرسش و پاسخ ­هایی در شناخت تاریخ و علوم قرآنی، چاپ هشتم، انتشارات کویر، تهران، 1383،ص101.

4.  قاضى ناصح ‏الدین ابوالفتح عبدالواحد بن محمد بن عبدالواحد تمیمى آمِدى، غُرَرَالحِکَم و دُرَرُالکَلِم، ج 2، ص 108. غررالحکم و دررالکلم کتابی است شامل گفتاوردهای علی بن ابی طالب که به شیوۀ الفبایی چیدمان شده و تعدادشان ۱۰۷۶۰ می باشد. عبدالواحد تمیمی آمدی گردآورندۀ آن است که کتاب را در نزدیک به ۹0 بخش (باب) فهرست بندی کرده است. آمدی، غررالحکم و دررالکلم را به کمک کتابهای نهج البلاغه، صد کلمه جاحط، تحف العقول ابن شعبه حَرانی و دستور مَعالم الحکم قاضی قضاعی، به رشتۀ تحریر در آورده است. آمدی، حکیم و محدث شیعۀ امامیه، در قرن پنجم و ششم هجری قمری می زیسته است.

5. آیت ­الله ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ج 2، ص 2-191.

6. آیت ­الله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج 2، ص 6-25.

7. خرمشاهی و بعضی از قرآن ­پژوهان، سورۀ رعد را مدنی و ابوالفضل بهرام­ پور و برخی دیگر آن را مکی می دانند.

/ 2 نظر / 327 بازدید
پیروز

با سلام ، آقا عالی مثل همیشه. در پناه حضرت حق موفق و پیروز باشید