وارونه نویسی در تاریخ (قسمت سوم)

حاج میرزا آقاسی همواره به حضور انگلستان در مناطق جنوبی ایران و خلیج فارس بدبین بوده و نسبت به تقاضاهای بی جای این دولت، رویِ خوش نشان نمی داد. بنابراین سیل فحاشی، تمسخر و تهمت از طرف انگلیسی ها به سوی او روانه گشت و وی را به بی سیاستی، بی تدبیری و بی کفایتی در ادارۀ امور کشور متهم نمودند.

حاج میرزا آقاسی همچنین نگرانی خود را از اشغال بخش عمده ای از خاک ایران به دست روسیه ابراز می نمود و همواره آرزوی بازپس گیری این مناطق را در سر می پروراند. بنابراین دور از انتظار نیست که از سوی « پرنس الکسیس سولتیکُف » نویسندۀ روسی،6 « کُنت دو سِرسی » وزیر مختار فرانسه7 « رابرت واتسن » انگلیسی8 و ژنرال « سِرپرسی سایکس » انگلیسی،9 به انواع رذایل متهم گردد، او را به مبتلا به مالیخولیا دانند، ظاهرش را زشت و نفرت انگیز جلوه دهند و عبادات، نماز، روزه، حج و انعام و اطعام فقرا از سوی او را، ریا و ظاهرسازی معرفی نمایند. ژنرال سِرپرسی سایکس انگلیسی که مانند سرجان مَلکُم وابسته به تشکیلات دولت کمپانی بود، عصبانیت خود را از بی اعتنایی حاج میرزا آقاسی به دول بیگانه چنین بیان می کنند:

« این شخص ( حاج میرزا آقاسی ) علاوه بر نادانی، بسیار متعصب بود. خط مشی و روش او نسبت به بیگانگان عبارت از یک سوءظن شدید و عمیق بوده است.»10

میرزا آقاخان نوری                 حاج میرزا آقاسی

متأسفانه مورخین ایرانی نظیر مرحوم عباس اقبال آشتیانی، بدون توجه به اسناد و مدارک وزارت خارجۀ روس و انگلیس، و بدون تحلیل و نقادی از اوضاع و احوال آن روز و سیاست های پیچیدۀ بیگانگان، عمدتاً همان نوشته ها را در کتب تاریخی وارد کرده اند.

یکی دیگر از چهره هایی که انگلیس ها بر ضد او تبلیغات وسیع براه انداخته اند، « میرزا آقا خان نوری » است. در جنگی که بین افغان ها و انگلیس از یک طرف و ایرانیان از طرف دیگر بر سر مسئلۀ هرات در زمان محمدشاه درگرفت، این تدبیر و سیاست میرزا آقاخان نوری، وزیر لشگر، بود که سپاه ایران را موفق به فتح قلعۀ غوریان و به محاصره درآوردن هرات نمود. وی در آراستن نیروهای نظامی در دورۀ صدارت امیرکبیر نقش مهمی ایفا نمود و شورش قشون بر ضد میرزا تقی خان را سرکوب نمود. پس از این که امامِ مسقط به تحریک انگلیسی ها در سال 1271 قمری به ادعای حکومت بندرعباس و جزیرۀ قشم برخاست، سپاه ایران بندرعباس را از نیروهای امام باز پس گرفت. امام با ارسال نامه ای همراه تحف و هدایا برای دربار، خواستار فرمان حکومت بیست ساله این نواحی برای خود و فرزندانش گردید. صدراعظم نوری در جواب نامه گفت که ما سرزمین ایران را به غیرایرانی اجازه نخواهیم داد. پس سلطان عمان طی قرارداد 1272 قمری / 1856 میلادی، تابعیت دولت ایران را پذیرفت و قول داد که مطیع دولت ایران باشد و سالیانه مبلغی بابت مالیات و پیشکش به دولت ایران بپردازد. در سال 1273 قمری، ناصرالدین شاه پس از مأیوس شدن از کمک انگلیس در لغو قرارداد ترکمنچای و به تحریک روسیه، هرات را فتح نمود. در ماجرای فتح هرات، تدبیر میرزا آقاخان نوری اعتمادالدوله مانند دورۀ محمدشاه بسیار مؤثر افتاد، بطوری که انگلیسی ها پس از پیاده کردن نیرو در مناطق جنوبی، یکی از شروط تخلیۀ خاک ایران را برکناری صدراعظم قرار دادند که باعث تیرگی و قطع روابط فیمابین گردیده بود. از همین زمان، رد پای اولین فحاشی ها و نسبت های ناروا به میرزا آقاخان نوری را در اسناد بریتانیا می توان مشاهده نمود.

 با تدبیر میرزاآقاخان، هم منطقۀ جنوب و خلیج فارس پس از قرارداد 1273 قمری / 1857 میلادی پاریس، از دست انگلیس آزاد گردید و هم نمایندۀ ایران در هرات، یعنی « سلطان احمدشاه » تابعیت ایران را پذیرفت.

 در جریان مذاکرات ایران و انگلیس ناصرالدین شاه، زیر بار عزل آقاخان نوری نرفت اما عملاً هفت ماه پس از این، بر اثر سعایت بیگانگان، میرزا از صدارت عزل شد و باقیماندۀ عمر را در سختی و تبعید گذرانید و بالاخره مسموم و مقتول گردید.

مطالبی که ذکر گردید نمونه ای از جریان تاریخ سازی و وارونه نویسی تاریخ می باشد که توسط بدخواهان این ملک و ملت صورت گرفته است. منظور از مطالب ذکر شده این نیست که من بعد هر چیز را با دید شک و تردید بنگریم و پشت سر تمامی حوادث و وقایعِ تاریخی یک توطئۀ حساب شده را جستجو نماییم. لیکن نوشتار فوق متذکر می گردد که محقق و خوانندۀ متون می بایست با دیدی نقادانه به سراغ آنها برود و درست پنداشتن هر قولی بدون سند، تحلیل و نقادی و رونویسی از سر گذشتی که دیگران برایمان ترسیم کرده اند، کار چندان معقولی به نظر نمی رسد. چیزی که به عنوان تاریخ سرزمینمان به ما سپرده اند، نه تنها همۀ تاریخمان نیست، بلکه اخبار تحریف شده ای است که باعث سردرگمی بیشتر می گردد.

می توانیم با فعالیت وسیع و صادقانه در زمینۀ باستان پژوهی و تاریخ نگاری، وقایع را از دل خاک بیرون کشیم و هالۀ ابهام پیرامون حوادث و شخصیت ها را از بین برده، زنگ از چهرۀ حقایق بزداییم. « می توانیم زین پس تاریخمان را خود بنگاریم ».  

                                                                                                                    

منابع

1- Sir John Malcom سیاست مدار انگلیسی و سفیر حکومت انگلیس هند در ایران در زمان فتحعلی شاه قاجار (1769-1833) علت اشتهار وی تألیف کتاب «تاریخ ایران» می باشد که به زعم خود، تاریخ سلاطین ایران را از آغاز تا ابتدای سلطنت فتحعلی شاه قاجار به رشتۀ تحریر درآورده است. این کتاب به وسیلۀ میرزا اسماعیل حیرت در سال 1303 از انگلیسی به فارسی ترجمه و چندین بار تجدید چاپ گردیده است.

2- البته این مطلب را نباید از نظر دور داشت که عده ای از تشنگان حقیقت و عاشقان تحقیق و پژوهش نیز بدون غرض در این وادی تلاش نموده اند و آثار نیکی از خود به یادگار نهاده اند.

3- «تاریخ عضدی» تألیف عضدالدوله و «صدر التواریخ» تألیف محمدحسن خان اعتماد السلطنه.

4- کتاب «روابط ایران و انگلیس» تألیف محمود محمود، جلد اول، چاپ اول، ذیل صفحۀ 88.

5- مقدمۀ کتاب «امیرکبیر و ایران» تألیف فریدون آدمیت.

6- Prince Alexis Soltykoff.

7- Conte de Sercey مؤلف کتاب «ایران در سال 1848» ترجمۀ دکتر احسان اشراقی.

8- مؤلف کتاب «تاریخ قاجار».

9- Sir Percy Sykes مؤلف کتبی دربارۀ ایران از جمله «تاریخ مفصل ایران» در 2 جلد و «ده هزار میل در ایران»، «تاریخ کرمان»، «کشاورزی در خراسان» و ... .

10- کتاب «تاریخ ایران» نوشتۀ سایکس، ترجمۀ فخر داعی گیلانی، جلد دوم.

/ 1 نظر / 50 بازدید
حسام

بسيار مقاله خوبي بود.