دانشگاه اسلامی؛ متن (2)

 دو عنصر اصلى در تربیت دانشجو هست که هیچ‌ کدام نبایستى مغفولٌ‌ عنه بماند؛ اگر مغفولٌ ‌عنه ماند، ما ضرر خواهیم کرد: یکى عنصر علم و تحقیق و کارآیى علمى و جوشیدن استعدادهاى علمى و این قبیل چیزهاست؛ یکى هم عبارت است از روحیه و تدین و حرکت صحیح و سالم‌ ازى معنوى و روحى دانشجو. در دانشگاه‌ ها، این دو عنصر بایستى بدون تفکیک از یکدیگر، با قدرت و با ظرفیت کامل کشور، تعقیب بشود.

 اگر در کار عنصر اول کوتاهى کردیم، نتیجه چیست؟ همه مى ‌دانند. دانشگاهى که نتواند علم و تحقیق را به دانشجو منتقل بکند، و نتواند دانشجو را یک عالم، یک استاد، یک صاحب صلاحیت، یک مبتکر، و بالاخره یک مدیر بالفعل براى بخشى از بخش‌ هاى بى‌ شمار ادارۀ جامعه بسازد، آن دانشگاه، دیگر دانشگاه نیست. در این زمینه، مسئلۀ استاد، مسئلۀ کتاب درسى، فضاى آموزشى، آزمایشگاه و مجلات علمى هست؛ از این چیزهایى که دائم وِرد زبان ماهاست و همۀ ما هم آن را دنبال مى ‌کنیم. همۀ شماها هم تقریباً دانشگاهى هستید و به این مسائل خیلى خوب توجه دارید و دنبال مى ‌کنید. ان ‌شاء اللَّه روز به‌ روز هم باید به قدر امکانات کشور پیشتر برویم.

 عنصر دوم، عبارت است از روحیه و تدین و حرکت صحیح و سالم ‌سازى معنوى و روحى دانشجو. البته این هم از نظر جمع شما مغفولٌ‌ عنه نیست. من على‌ القاعده، هم باید این را مى ‌دانستم که چنین جمعى غافل از این مسئلۀ دوم نیست، و هم این­که تقریباً با یکایک شماها - چه در این شورا، و چه در خارج از این شورا - نشست و برخاست کرده ‌ام و مى ‌دانم که همۀ شماها به این قضیه توجه دارید؛ لیکن در فضاى عمومى دانشگاهى کشور، به این نکتۀ دوم - یعنى مسئلۀ روحیه و تدین و آگاهى دانشجو و بیرون آوردن او از حالت یک عنصر علمى بى ‌جهت و بى ‌هدف، به سمت یک عنصر علمى جهت ­دار - توجه کافى وجود ندارد.

 انسان با کامپیوتر متفاوت است. به کامپیوتر برنامه مى‌دهند، آن هم برایشان جوابِ مسئله را حاضر مى ‌کند؛ اما انسان که این ‌طور نیست. انسان خودش برنامۀ خودش را تنظیم مى‌ کند؛ خودش تصمیم مى‌ گیرد و خودش جهت­ گیرى پیدا مى‌ کند. اگر ما از این جهت دوم غفلت بکنیم، دانشگاه همان چیزى خواهد شد که در بیانات امام، مکرر در مکرر نسبت به آن هشدار داده شده است.[1]


دانشگاه اسلامی و احترام به اساتید

یکی از بزرگ ترین مظاهر دانشگاه اسلامی باید احترام بیش از

حد معمول به اساتید باشد

 

... اگر دانشگاهِ ما دانشگاه اسلامى است، یکى از بزرگ ­ترین مظاهرش بایستى احترام بیش از حد معمول دنیا به اساتید باشد؛ مخصوصاً از طرف شاگردان. شاگرد باید به استاد، بى ‏قید و شرط احترام کند. اگر آن استاد بَد هم است، باید او را احترام کنند. فرض کنید استاد کافرى را آوردند و در یک کلاس پُر حزب ‏اللهى گذاشتند. آیا این حزب‏اللهى‏ها باید به این کافر احترام کنند یا باید اهانت نمایند؟ نخیر، باید احترامش کنند، از او تجلیل نمایند، او را بر خودشان مقدّم بدارند؛ چون استاد آنهاست، هیچ دلیل دیگر نمى‏ خواهد. این در حالى است که گفتیم این شخص اصلاً معتقد به اعتقاد اینها نیست؛ چه رسد که استادى مؤمن و مسلمان باشد. به‏ هر حال، احترام استاد در محیط دانشجویى و دانشگاهى بایستى خیلى محفوظ باشد.[2]

  

به روز بودن اساتید و رفع مشکلات معیشتی ایشان 

باید ترتیبى بدهیم که استادِ ما وقت مطالعه کردن داشته باشد

 

... نکتۀ بعدى، مسئلۀ ارتقاى رتبۀ علمىِ حقیقىِ اساتید است؛ و به­ روز بودن اساتید. باید ما ترتیبى بدهیم - حالا کار اجرایى و برنامه‌ریزى‌اش به عهدۀ آقایان است - که استادِ ما وقت مطالعه کردن داشته باشد. استادى که مثل بعضى از روضه ‌خوان‌ ها در دهۀ محرم از این مجلس به آن مجلس؛ «دو کلمه و دعایتان بکنم!»؛ از این دانشگاه به آن دانشگاه، از آن دانشگاه به این دانشگاه، این استاد نمی ‌تواند دستگیرِ دانشجو باشد. خود اساتید - من با اساتید سالى یکى دو بار جلسه دارم؛ شاید بعضى از آقایان هم در آن جلسات بودید و بعضى هم در تلویزیون دیدید - به این معنا مُذعِن‌ اند و قبول دارند که این کمبود کار و مشکل آنهاست. البته تلاش معاش است و تقریباً می ‌شود گفت که چاره‌اى هم ندارند؛ اما باید شما این را تأمین کنید. عرض کردم، مسئولانِ این بخش، شماها هستید. به شما باید گفت این را باید دنبال کنید، برایش فکر کنید. استاد براى دانشجو باید وقت بگذارد؛ استاد باید در اتاقش بنشیند تا دانشجو بیاید از او بپرسد و حرف بزند. نه این­که بیاید مثل معلم دبستان یا دبیرستان، در کلاس یک درسى بدهد و بعد هم گچ را بیندازد و خداحافظ! این­که فایده ‌اى ندارد. باید براى دانشجو وقت بگذارد و وقت مطالعه داشته باشد؛ بنشیند مطالعه کند. واقعاً استادى که مطالعه نکند، درسش پوچ در­مى ‌آید.[3]

 

اساتید و شاگردپروری 

اساتید باید یکى از اهتمام‌هایشان

 شاگردپرورى باشد

 

نکتۀ دیگرى که بخصوص مربوط به اساتید محترم هست، این است که اساتید باید یکى از اهتمام‌هایشان شاگردپرورى باشد. ارزش استاد، اعتبار استاد در بیرون، به شاگردانِ اوست. در حوزه‌ هاى علمیۀ ما هم همین‌ طور است. آن استاد، آن فقیه یا اصولى یا حکیمى ارزش بیشترى در چشم ­ها دارد که آثار وجودى او به شکل شاگردان و تلامذۀ برجستۀ او، خودش را نشان بدهد. شاگردپرورى کنید. این افرادى که مى آیند در کلاس ‌هاى درس شما - چه در دوره ‌هاى کارشناسى، چه در دوره ‌هاى تحصیلات تکمیلى – مى ‌نشینند و شما با اینها به‌ عنوان استاد مواجه می ‌شوید، اینها را نباید به حساب یک مستمعِ یک سخنرانى، یک منبر به حساب آورد؛ نه، باید مثل مصنوعى که اینها را می ­خواهید با دست خودتان بسازید، با اینها برخورد کنید. البته استعدادها یکسان نیست، شوق ‌ها یکسان نیست، زمینه ‌ها و فضاهاى گوناگون یکسان نیست؛ اما این هدف براى اساتید، به نظر من یک هدف جدى باید باشد. نگاه کنید ببینید چقدر شاگرد پرورش دادید. شاگرد فقط آن کسى نیست که سر کلاس حاضر می­ شود؛ آنى است که به وسیلۀ شما ساخته می ‌شود و تحویل داده می ‌شود به دنیاى علم به ‌عنوان یک نیروى کارآمد و علمى.

همین ‌جا من اشاره کنم به مسئلۀ حضور اساتید در دانشگاه‌ها که جزو مقررات دانشگاهى شد، که اساتید ساعات معینى را در هفته حتماً در دانشگاه ‌ها باشند. این خیلى چیز مهمى است؛ این را نباید دستِ‌ کم گرفت. یکى از مطالبى که بنده در این سه چهار سال اخیر مکرراً گفته ‌ام - از بس تکرار شد، نمی ‌خواستم بار دیگر بگویم - مسئلۀ نشستن استاد با دانشجوست؛ پاسخ به سؤال گفتن. یعنى ارتباط استاد و دانشجو به سر کلاس منحصر نماند و دانشجو فرصت داشته باشد که به استاد مراجعه کند، از او بپرسد، از او توضیح بخواهد، از او بیشتر فرا بگیرد؛ بلکه در مواردى استاد، شاگرد را بخواهد در اتاق خود و یک نکتۀ اضافى و تکمیلى را به او تفهیم کند یا یک تکلیف را از او بخواهد، یک مأموریت علمى و تحقیقى به او بدهد، که همۀ اینها متوقف است بر حضور اساتید در دانشگاه‌ها. یک روز می‌ گفتیم استاد کم داریم، امروز بحمداللَّه اساتید خوب در کشور کم نیستند؛ تعداد استاد نسبت به دانشجو بحمداللَّه تعداد خوبى است، تعداد قابل قبولى است. این را به نظر من باید اهمیت داد. پرورش دانشجو - که به نظر من پرورش شاگرد و نخبه‌پرورى است - در کلاس درس، یک بخشش متوقف به همین حضور چندین ساعتۀ اساتید - چهل ساعته که در مقررات هست - در دانشگاه‌ هاست. یعنى اساتید باید این را جدى بگیرند و به آن اهمیت بدهند.[4]

 

ویژگی های رؤسای دانشگاه ها

ریاست دانشگاه ­ها باید ریاست علمی باشد؛

اما علمِ با عمل، علمِ با اعتقاد

 

من یک وقت، در چند سال قبل از این، حرفى زدم که بعضی‌ ها هم جنجال کردند. گفتم که ریاست دانشگاه ‌ها باید ریاست علمى باشد - الآن هم اعتقادم همین است - یعنى آن کسى که در رأس دانشگاه‌ هاست، باید از لحاظ علمى هم طورى باشد که کسانى که آنجا هستند، این فرد را به‌ عنوان رئیس قبول داشته باشند؛ اما علمِ با عمل، علمِ با اعتقاد. طورى نباشد که آدم بى ‏اعتقادى که مى‏ خواهد سر به تن این نظام نباشد، اصلاً اعتقادى به اسلام ندارد، یا اسلام را مسخره مى ‏کند، یا حزب‏ اللهى‏ها را مسخره مى‏ کند، یا دانشجوى مؤمن را مسخره مى ‏کند، این شخص در رأس کارها بیاید. نه، دستش را بگیرید، کنار بگذارید. مى ‏خواهد بیاید سر کلاس ‌هاى ما درس بدهد، حرفى نداریم. هر معلمى بیاید درس بدهد، ما قبول داریم. ما از علم همه‌کس استفاده مى‏ کنیم؛ ولو کسى که ما را قبول نداشته باشد. علمش را بگوید، ما با کمال تواضع مى ‏نشینیم و از علم او استفاده مى‏ کنیم، نظام از علم او استفاده مى‏ کند؛ اما آنجایى که بناست در ادارۀ امور دانشگاه تعیین ‏کننده باشد، ابداً. اگر کسى به یک دختر چادرى یا با حجاب، با نظر تحقیر نگاه مى‏کند، تحقیرش کنید؛ ملاحظه نکنید. اگر کسى به جوان حزب ‏اللهى که ریش دارد، با نظر تحقیر نگاه مى ‏کند و دورش مى‏ کند - حالا اگر این گزارش ‌هایى که گاهى از گوشه و کنار به ما رسیده، راست باشد؛ اگر راست نیست که هیچ - این را تحقیرش کنید.[5]

 

هدف دانشگاه و اهمیت علم

ملتی‌ که‌ علم‌ ندارد، محکوم‌ به‌ عقب ‌­ماندگی‌ و ذلّت‌ در معادلات‌ جهانی‌ است‌

 

دانشگاه‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ باید کسانی‌ را تربیت‌ بکند که‌ تکیۀ‌ این‌ نظام‌ به‌ آنها باشد. یعنی‌ این‌ نظام‌، از لحاظ علمی‌ و عملی‌ و مدیریت‌ و گشودن‌ گره­های‌ ریز و درشت‌ بر سر راه‌ زندگی‌ این‌ ملت‌، به‌ آنها تکیه‌ کند. مگر غیر از این‌ است‌؟ دانشگاه‌ برای‌ چیست‌؟ مگر بی ‌علم‌ می‌ شود زندگی‌ کرد؟ می‌ شود پیش‌ رفت‌؟ می ‌شود به‌  حقوقِ‌ ملی‌ خود واقف‌ شد، یا آن‌ حقوق‌ را به ­دست‌ آورد، یا در راه‌ آنها به‌ مبارزات‌ درست‌ دست‌ زد؟ ملتی‌ که‌ علم‌ ندارد،  محکوم‌ به‌ عقب ‌­ماندگی‌ و ذلت‌ و بارکشی‌ و بداخلاقی‌ و دون‌ و فرودستی‌ در معادلات‌ جهانی‌ است‌.

 علم‌، امروز نقشِ‌ خیلی‌ زیادی‌ در دنیا ایفا می‌ کند. این‌ کسانی‌ که‌ امروز بر دولت ‌ها و دستگاه‌ های‌ سیاسی‌ دنیا در کشورهای‌ بزرگ‌ مسلطند، انسان‌ های‌ معمولی‌ هستند و از متوسطِ برجستگان‌، پایین ­ترند. کارها و حرفهایشان‌، این‌ را نشان‌ می ‌دهد. آنها یا از لحاظ فکری‌ و یا از لحاظ انسانی‌ و اخلاقی‌ پایین ­ترند. ببینید دیگر، این‌ امریکا و این‌ هم‌ غرب‌ است‌. اینها درعین ‌حال‌، بر دنیا حکومت‌ می‌ کنند. چرا؟ به‌­ خاطر علم.[6]

 

اهمیت پژوهش

 نظام آموزشی باید طوری طراحی شود که دانشجو به تحقیق علاقه ‌مند شود

 

یک مسئله، مسئلۀ تقویت روحیۀ پژوهش و جویندگى در دانشجوست. حالا بحث تحول در نظام آموزشى کشور و نظام آموزش عالى، یک بحث خیلى مهم و طولانى‌ اى است که باید هم توی این جلسات مطرح بشود، که الآن مجال نیست. من می‌ خواهم عرض بکنم که در همین زمینۀ تحول نظام آموزشى، ازجمله کارهایی که باید انجام بگیرد، این است که جورى نظام آموزشى باید طراحى بشود که جوان ما به تحقیق، طلبگارى در تعمیق علم و دانش علاقه ‌مند بشود. حفظ ­محورى، غلط است.

ما هنوز در دانشگاه‌هایمان متأسفانه - مى‌ بیند انسان، من گاهى با بعضى از جوان‌ هایی که با ما مرتبطند، برخورد می­ کنم – مى ‌بینیم که معلم چندصد صفحه کتاب را براى یک واحد درسى داده که این دانشجو بخواند. چرا؟ حفظ کردنِ حرف ‌ها و گفته ‌ها و نوشته‌ هایی که معلوم نیست همه‌ اش چقدر فایده داشته باشد و درگیر کردن ذهنِ جوان به چیزى که غیرلازم است. باید فکر کرد؛ باید افراد برگزیده و شاخص بنشینند نظامى را طراحى کنند که جوان ما میل به پژوهش، تعمق و تحقیق پیدا کند؛ با این استعدادى که جوان ‌هاى ما دارند. انصافاً استعداد جوان ‌هاى ما، استعداد برجسته ‌اى است. استعداد متوسط کشور، استعداد بسیار بالایی است. [7]

 

ساختن ایران توسط ایرانیان

 ایرانیان با همت، باید برای ساختن ایران تلاش کنند. البته باید از تجربه و علم و تخصص

دیگران استفاده کرد؛ ما راه یادگیری را به روی خودمان نمی ­بندیم.

 

جوانان و دانشمندان و افراد مستعد در این کشور باید همت کنند، تا عقب ‌ماندگی‌هاى صدساله و دویست ‌ساله را جبران نمایند. آن­ چه که سلاطین جبار و رژیم­ هاى وابسته نمی ­توانستند بکنند، شما باید آن را انجام دهید؛ و آن همین است که در میان این ملت و این کشور تلاش کنند تا استعدادها را زنده، کشور را آباد و ویرانی‌ها را برطرف کنند. باید افراد شایسته و عالِم ساخته بشوند، دانشگاه­ ها نیروى متخصصِ ورزیده تربیت کند تا این غبار استضعافى را که دشمن بر چهرۀ بسیارى از مناطق کشور ما نشانده است، برطرف کنند.

 ما مخالف نیستیم که از علم و تجربۀ کشورها و ملت­ هاى دیگر استفاده کنیم؛ اما عرض ما این است که آن کسى که باید این کشور را بسازد، او ایرانى و خودى است. بیگانه براى خانۀ شما دل نخواهد سوزاند؛ شما باید براى خانۀ خود دل بسوزانید. ایرانی‌ هاى با همت، جوانان، دانشمندان، متخصصان، مغزهاى ورزیده و انسان هاى برجسته، عامۀ مردم، بازوها و پنجه‌ هاى کار، باید براى ساختن ایران تلاش کنند.

 البته باید از تجربه و علم و تخصص دیگران استفاده کرد؛ ما راه یادگیرى را به روى خودمان نمى ‌بندیم. در شرق و غرب عالم، هرجا علم و تجربه ‌اى هست، ما مى‌ رویم تا آن را در خدمت خودمان دربیاوریم. این، اسلامى و دستور اسلام است و هیچ مخالفتى با آن نیست؛ لیکن بار بر دوش شماست. این، حرف امروز ماست.[8]

 

 خودباوری

دستگاه‌ های مدیریتی و اساتید در داخل دانشگاه خودباوری را ترویج کنند

 

یک توصیه این است که هم دستگاه‌ هاى مدیریتى، هم اساتید، در داخل دانشگاه ‌ها خودباورى را ترویج کنید. جوانى که تحت تربیت و تحت آموزش و تعلیم شماست، باید به خود اعتماد داشته باشد؛ آن اعتماد ‌به ‌نفس ملى که عرض کردیم. بحثِ این نیست که شخصى به خودش اعتماد دارد، بحثِ این است که ما به خصال ملى خودمان، به امکانات ملى خودمان، به ذخایر فرهنگى خودمان، یک اعتماد‌ به‌ نفس عمومى داشته باشیم که به آن گفتیم اعتماد به ‌نفس ملى. این حالت بایست در یکایک جوان‌ هاى ما بروز پیدا کند؛ یعنى جوان ما وقتى که مى ‌ایستد اینجا حرف می ‌زند، باید اعتماد به ‌نفس ملى خود [را] داشته باشد؛ چون جوان، مظهر امید است.[9] 


[1] در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى به مناسبت سالگرد تشکیل این شورا‌ (1370/9/20)

[2] در دیدار با وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکى و رؤساى دانشگاه‌هاى علوم پزشکى سراسر کشور (1369/8/1)

[3] در دیدار رؤساى دانشگاه ‌ها و مؤسسات آموزش عالى و مراکز تحقیقاتی (1385/5/23)

[4] در دیدار اساتید و رؤساى دانشگاه‌ ها‌ (1386/7/9)

[5] در دیدار با وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکى و رؤساى دانشگاه‌هاى علوم پزشکى سراسر کشور (1369/8/1)

[6] در دیدار وزیر و مسئولان‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و آموزش‌ عالی‌ و رؤسای‌ دانشگاه‌ های‌ کشور (1369/5/23)

[7] در دیدار جمعی از برجستگان و نخبگان علمى و اساتید دانشگاه‌ها (1387/7/3)

[8] در دیدار وزیر، مسئولان و جمعى از جهادگران جهاد سازندگى به همراه گروهی از مردم (1370/3/28)

[9] در دیدار جمعی از برجستگان و نخبگان علمى و اساتید دانشگاه ‌ها (1387/7/3)

/ 3 نظر / 14 بازدید
پیروز

با سلام ، آقا عالی مثل همیشه. در پناه حضرت حق موفق و پیروز باشید

حامد

سلام. بسیار بسیار عالی بود. اطاعت از رهبری مایۀ انسجام و همدلی نیروهای داخلی است و عمل به فرمایشات ایشان باعث زندگی سعادتمندانه می شود.

ماندگار

سلام. استفاده كرديم. توفيق شما را از خداوند خواستاريم و منتظر مطالب خوب شما هستيم.