حمد؛ ارزشمندترین گنج

نام های دیگر سوره و وجه تسمیۀ آن ها

نام ­های دیگر سورۀ حمد عبارت است از:1- سورۀ الفاتحه (فاتحةُ ­الکتاب) 2- ام ­الکتاب 3- سبعُ ­المثانی 4- کافیه 5- شکر 6- ام­ القرآن 7- کنز 8- اساس 9- مناجات 10- شِفاء 11- نور 12- وافیه و . . .1

در کتاب اِتقان2 تا 25 نام برای سورۀ­ حمد ذکر گردیده ­است.

این سورۀ مبارکه را از آن جهت «حمد» نام نهاده ­اند که واژۀ حمد در آیۀ 2 همین سوره آمده ­است. این سوره جزو سور «حمد» یا « حامدات» است. به سوره ­های حمد، انعام، کَهف­(غار)، سَبَاء و فاطر یعنی 5 سوره ­ای که با مادۀ «الحمد» شروع می شوند، حامدات گویند.3

از این سوره در قرآن با عنوان «سبعُ ­المثانی» یاد شده ­است. تعبیر سبعُ ­المثانی از آیۀ 87 سورۀ حِجر(عقل) گرفته شده ­است 4. [وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ ﴿۸۷﴾ و به راستى که به تو سبع‏ المثانى و [همگى‏] قرآن عظیم را بخشیدیم‏ (۸۷)] مقصود از سبعُ ­المثانی آن است که این سوره 7 آیه دارد و در هر نماز دو مرتبه تلاوت می گردد. روایت ضعیف ­تر از این موضوع آن است که این سوره دو مرتبه بر پیامبر(ص) نازل شده ­است؛ یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه.5

آن را «فاتحة­ الکتاب» گویند. (فاتحه) یعنی سورۀ آغازین (افتتاح)؛ زیرا قرآن با آن شروع می­شود.

آن را « اساس» گویند که برگرفته از روایتی از پیامبر(ص) می ­باشد:« اِنَّ لِکُلِّ شَیءٌ اَساساً و اَساسُ القرآنِ فاتحة الکتابِ» . هر چیزی اساسی دارد و اساس قرآن فاتحة ­الکتاب است.

آن را «کافیه» گویند زیرا این سوره از هر سورۀ دیگری کفایت می ­کند ولی هیچ سورۀ دیگری در نماز جای آن را نمی­ گیرد. رسول خدا(ص) در مورد رابطۀ نماز و سورۀ حمد فرموده ­است: (لا صَلاةَ الا بِفاتحةِ الکتابِ: نماز جز با فاتحه صحیح نیست.)

به جهت این که این سوره کلیاتی از محتوای قرآن را به طور فشرده در بردارد به آن «ام القرآن» یا «ام ­الکتاب» گویند.

به آن «کنز» گفته می ­شود (کنز همان گنج فارسی است که به زبان عربی راه پیدا کرده­است.) زیرا در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده ­است که«فاتحة الکتابِ اَشرَفُ ما فی کُنوزِ العرشِ؛ یعنی حمد با ارزش­ ترین گنج و ودیعه در گنجینه­ های الهی است.»6

به آن «شِفاء» گویند زیرا پیامبر(ص) فرموده ­است:«فاتحَة الکتابِ شِفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ: فاتحةالکتاب برای هر دردی دواست.»7

آغازی پر معنا

تنها سوره ­ای که «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع آن خود یک آیه محسوب می­شود، سورۀ حمد است و قرآن بر این اساس تنظیم شده ­است گرچه به نظر شیعیان، بسم الله الرحمن الرحیم در تمام سوره ­ها، آیه ­ای مستقل و کامل است.8 این عبارت در کنار لا اله الا الله قدسی ­ترین و رایج ­ترین کلام در فرهنگ اسلام محسوب می ­شود. همۀ 114 سورۀ قرآن- به جز سورۀ توبه یا برائت – با این آیه یا کلام شروع می ­شوند و این کلام مقدس در سورۀ نمل 2 بار تکرار شده یعنی به جز آغاز این سوره، یک بار هم در متن سوره به کار رفته است.

مسلمانان در آغاز هر کار مهمی این واژۀ مقدس را بر زبان می ­آورند. مستند این سنت حدیثی از رسول الله(ص) است که فرمود: کلَ أمرٍ ذی بال لم یبدأ فیه ببسم الله الرحمن الرحیم فَهوَ أبترُ* هر کاری که آن را قدر و منزلتی باشد، با نام خدا آغاز نگردد، آن کار ابتر و بریده باشد. همچنین فرمود: لا یُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ*دعایى که با بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم شروع شود، رد نمی­ شود.9 و نیز فرموده است: قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ... اِذا قالَ العَبدُ: «بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» قالَ اللّه‏ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبدى بِاسمى، وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَن اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِکَ لَهُ فى اَحوالِهِ*خداوند فرمود: ... هرگاه بنده بگوید: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، خداى متعال مى‏ گوید: بندۀ من با نام من آغاز کرد. بر من است که کارهایش را به انجام رسانم و او را در همه حال، برکت دهم.10

نکات مهم 11


نکتۀ 1 : فرق رحمن و رحیم:  

رحمانیت صفت ذات خداست. خداوند هستی ­بخش است و این هستی ­بخشی شامل همۀ موجودات ازجمله انسان می­شود. ولی رحیم صفت فعل خداوند است و تنها در مورد نوع انسان به کار می ­رود یعنی رحیم رحمتی است که با تربیت نوع انسان سر و کار دارد؛ مانند ارسال پیامبران و کتب آسمانی، هدایت، بخشش گناهان از راه توبه و شفاعت و رساندن انسان به کمال معنوی و سعادت ابدی. بنابراین انسان در برخورداری از رحمتِ رحمانی که هستی ­بخشی و سایر نعمت ­هاست، با دیگر موجودات مشترک است ولی رحمتِ رحیمی منحصر به انسان اعم از مؤمن و کافر می ­باشد و رحمتِ وجود پیامبر و هدایت و شریعت برای همه است.

 

نکتۀ 2 : نعمت خداوند شامل چه کسانی می­شود؟

 اِهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ . . .

به ترتیبِ مقام: 1- انبیاء(مؤسسان دین) 2- صدیقین(حافظان و مروجان دین) 3- شهدا( شاهدان اعمال و مرزداران دین) 4- صالحین(محصول و نتایج دین)؛ در واقع اینان مقربین خدایند.

نکتۀ 3 : غضب­ شدگان و ضالین(گمراهان) چه کسانی هستند؟

 . . .غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

 با توجه به آیات قرآنی غضب ­شدگان و ضالین اهل آتشند اما با توجه به درجه ­بندی گناهان، فرق­ هایی با هم دارند. 1- منافقان  2- مشرکان و 3- یهود جزو مغضوبین هستند و 1- ظالمان 2- کافران 3- معصیت­ کاران جزو ضالین محسوب می ­شوند.( در برخی از روایات منظور از مغضوب­ شدگان یهود و ضالین نصاری ذکر شده­ است.)

اذکار و سفارش­ های قرآنی:

1- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾

2- الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۲﴾

3- مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿۴﴾

4- إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿۵﴾

ادعیۀ قرآنی:

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (۶)

            _________________________________

 1- معارف، مجید، پرسش و پاسخ ­هایی در شناخت تاریخ و علوم قرآنی، چاپ هشتم، انتشارات کویر، تهران، 1383، ص99.

2- الاتقان فی علوم ­القرآنِ جلال ­الدین سیوطی که به تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم چاپ گردیده.

3- معارف،ص96

4- حِجر نام شهر و منطقه ­ای در عربستان در مسیر راه مدینه به شام بوده ­است که امروزه از آن اثری نیست. اصحاب حِجر به مردم شهر و منطقۀ حِجر گفته می­شود که پیامبران را تکذیب کردند و در اثر عذاب آسمانی از بین رفتند. (معارف، ص103 به نقل از شناخت سوره های قرآن، هاشم هاشم ­زاده هریسی)

5- تفسیر نمونه،ج11،ص130.

6- معارف، ص100 به نقل از مجمع ­البیان، ج1، ص88.

7- مجمع­ البیان،ج1،ص87.

8- معارف،ص52.

9- الدعوات، ص 52.

10- عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 269، ح 59.

11- بر اساس تفسیر یک جلدی مبین ابوالفضل بهرام ­پور.

/ 0 نظر / 37 بازدید