مصاحبه با علی کردی (تهیه کنندۀ کتاب - شریعتی به روایت اسناد ساواک- )

« از آنجا که شخصیت دکتر علی شریعتی در حوزۀ عمل و اندیشه ، موضع مناقشه جدی میان موافقان و مخالفان بوده است، در این اثر سعی شده ضمن رعایت بی طرفی، تصویر او آن گونه که از اسنادِ باقی مانده استنباط می شود، ارائه و در این رهگذر قضاوت را به علاقمندان و محققان واگذار کند تا شاید از عینیت اسناد، نقبی به واقعیت زده و به حقیقت قضاوت نزدیک شوند.»

این اثر توسط آقای« علی کردی» تهیه و تنظیم شده است. علی کردی لیسانس زبان فرانسه و فوق لیسانس تاریخ است و هم اکنون در گروه مطالعات جنگ پژوهشکدۀ علوم دفاعی و استراتژیک در تدوین دایرة المعارف نظامی همکاری می کند. با ایشان گفت و گویی داشتیم که از نظر شما می گذرد:

* انگیزه اصلی از انتشار این مجموعۀ اسنادی چه بوده است؟

پس از انتشار جلد سوم بررسی نهضت امام خمینی(ره) اثر آقای سید حمید روحانی ریاست سابق مرکز اسناد، و تحلیل ایشان از عملکرد دکتر شریعتی با تکیه بر برخی از اسنادِ ساواک، بین محققان و کارشناسان تاریخ معاصر، به ویژه علاقمندان به دکتر شریعتی، این حس پدید آمد که ای کاش تمامی سند های مربوط به دکتر در دسترس عموم قرار می گرفت و همگان می توانستند ار آن به نحو مطلوب استفاده و نتیجه به تحلیل های دیگری غیر از تحلیل ایشان برسد. به همین منظور مرکز اسناد انقلاب اسلامی به مسئولیت آقای روح الله حسینیان بر آن شد تا تمام اسناد مربوط به دکتر را در اختیار عموم قرار دهد که این کار به بنده محول شد.

* تحلیل آقای روحانی چه بود؟

ایشان ابتدا از دوستداران دکتر شریعتی بودند، ولی بعد از مشاهدۀ مکاتبۀ دکترشریعتی با ساواک (نامۀ چهل صفحه ای)تغییر موضع دادند و به این تحلیل رسیدند که بین وی و ساواک سر و سِرّی وجود داشته است و او در مخالفت با روحانیت، منویات و خواسته های ساواک را اجرا کرده است تا انقلاب و نهضت روحانیت را دچار انحراف نماید و رهبری نهضت احتمالی آینده در اختیار روحانیت نباشد.

* محتوای نامۀ چهل صفحه ای چه بود؟

این نامه در جلد اول به طور کامل چاپ شده است. دکتر بعد از بیان تاریخچه ای از مبارزات خود و پدرش، به انتقاد از عملکرد بعضی از گروههای مبارز پرداخته است.

* آیا واقعاً دکتر تا این حد با روحانیت مخالف بود؟

آنانی که از نزدیک با دکتر آشنا بوده و حشر و نشر داشته اند می دانند که دکتر از روحانیت انتقاد می کرد نه به انگیزۀ مخالفت بلکه از این جهت که انتظار و توقع ویژه ای از آنان داشت و این انتقاد به خاطر رساندن روحانیت به سطحی ایده آل است که از آنها توقع داریم، لذا با شخصیت های روحانی همکاری نزدیک داشت و از بسیاری از آنان تمجید می نمود و به آنان ارادت می ورزید. دکتر در جایی می گوید همۀ امیدم به این طلبه های جوان می باشد. لذا نگاه من به انتقاد های شریعتی از روحانیت از این نظر قابل تحلیل است.

* از این دست نامه ها در پروندۀ دیگر مبارزان هم وجود داشته است.این امر شاید برای خلاصی از شکنجه و فریب ساواک بوده تا از حساسیتی که روی او بوده بکاهد. یعنی دکتر به نوعی تقیه نموده است. آیا آقای روحانی با دیدن اینگونه اعترافات نسبت به مبارزان دیگر هم تغییر موضع می دادند؟

خیر، آقای روحانی معتقدند که دیگران در باز جویی ها و زیر شکنجه ها و یا در دادگاه هایی که کاملاً نظامی بود مجبور به اقرار می شدند و این به لحاظ تقیه بوده است ولی دکتر شخصاً با ساواک مکاتبه نمودند.

* ظاهراً آقای روحانی با انتشار اسناد دکتر مخالف بودند و بعضی از اسناد را نزد خود نگه داشتند. آیا درست است؟

ایشان می گفتند اگر در آینده، ما سندی در مورد شخصی ارائه دهیم، افکار عمومی خواهان انتشار کلیۀ اسناد دربارۀ آن فرد و یا سایر افراد می باشد. بنابر این در دورۀ ریاست ایشان اصلاً سندی منتشر نشد. در دورۀ آقای حسینیان تصمیم گرفته شد همۀ اسنادی که در آرشیو بود، منتشر گردد. این بود که سندها در اختیار من قرار داده شد. تعدادی از اسناد نیز نزد آقای روحانی بود که از ایشان پس گرفته شد.

* به چه علت این اسناد در اختیار آقای روحانی بود. آیا این مسئله به موضع گیری ایشان نسبت به دکتر بر می گردد یا علت دیگری داشت؟

آقای روحانی به لحاظ اینکه رئیس مرکز بودند، می توانستند کلیۀ اسناد و آرشیو را در اختیار داشته باشند. یعنی ایشان به لحاظ کاری دستشان باز بود.

* آیا همۀ اسناد از ایشان پس گرفته شد؟

بله، با اصرار آقای حسینیان کلیۀ اسناد عودت داده شد.

* آیا فقط اسناد دکتر پیش آقای روحانی رفته بود؟

خیر، اسناد اشخاص دیگر نیز به لحاظ کاری می توانست دست ایشان باشد.

*  چرا آقای حسینیان با انتشار این اسناد کار را شروع کردند؟

آقای حسینیان جزو طیف طرفداران و موافق دکتر در مدرسۀ حقانی بودند. برداشت ایشان این بود که آقای سید حمید روحانی یک برداشت یک جانبه راجع به دکتر نموده اند. لذا این مسئله انگیزه ای شد تا برای روشن شدن حقایق تصمیم بگیرند و اسناد را بدون هیچ تحلیلی و به طور کامل منتشر نمایند و قضاوت را بر عهدۀ خوانندگان و محققان قرار دهند.

* منظور آقای حسینیان از این که آقای روحانی راجع به دکتر برداشت یک جانبه کردند چه بود؟

دوستانی که در ایران بودند معتقدند آقای روحانی به علت حضور در نجف، از حال و هوای ایران در آن سالها به دور بودند و از نزدیک در جریان امور نبودند، بنابر این برای روشن شدن حقایق باید کلیۀ اسناد بدون کوچکترین تغییری منتشر گردد.

* در مورد شیوۀ کار خود کمی توضیح دهید.

پس از آن که این امر به من محوّل شد، مجموعۀ پروندۀ دکتر را که ساواک اقدام به آرشیو آن کرده بود، در اختیار گرفتم که مشتمل بر پانزده پروندۀ قطور بود و چون قرار بر این بود که تمام سندها بدون تحلیل، تفسیر، تحریف و سانسور منتشر شود، ابتدا یکبار تمام آنها را مطالعه کردم و متوجه شدم که برخی سندها عیناً تکرار شده و برخی دیگر که مشابه هستند با اندک اضافات که در حاشیه دارند از جامعیت بیشتری برخوردارند که با دقت، ظرافت و حفظ امانت و بعد هم با خوانا کردن کلمات و جملاتِ ناخوانا، به دسته بندی اسناد بر اساس ترتیب زمانی پرداختیم.

* این اسناد دقیقاً چه برهه ای از زمان را شامل می شوند؟

این اسناد از اولین دستگیری دکتر در سال 1336 شروع می شود که به همراه دکتر چهارده نفر از مبارزان ملی-مذهبی شهرستان مشهد دستگیر و راهی زندان می شوند که پس از سپری کردن یک دورۀ کوتاه یک ماهه آزاد می شوند. پراکندگی این سندها تا مهر ماه سال 57 ادامه دارد و هر چه به سال های آخر نزدیک می شویم مهارت عوامل ساواک در جمع آوری اطلاعات و اخبار و ارسال گزارش ها به خوبی روشن می شود و لذا اسناد فراوانی از سال 56 یعنی سال درگذشت دکتر و مراسم یادبود و تجلیل از وی وجود دارد که ساواک با حساسیت آن را دنبال می کند.

* اسناد کتاب و روزنامه های آن زمان علت فوت دکتر را عارضۀ قلبی معرفی می کنند. آیا شما به سندی برخورد نموده اید که حاکی از دست داشتن ساواک و کلاً رژیم در فوت دکتر باشد؟

خیر، من به چنین سندی برخورد نکردم اما شما خوب می دانید که ساواک اسناد یک سری از عملیات را که منجر به قتل می شد از بین می برد ولی گزارش بیمارستان ساوت همپتون و گزارشِ پزشکی که ترجمه شده حاکی از این است که دکتر براثر عارضۀ قلبی از دنیا رفته است. در بین اسناد به گفته هایی از دوستان دکتر برمی خوریم که وی به علت ممانعت رژیم از خروج همسر و دختر کوچکش تحت فشار روحی و عاطفی بوده است.


* فکر نمی کنید ساواک دست به سند سازی زده باشد تا مرگ دکتر را طبیعی جلوه دهد؟

خیر، روال طبیعی در سیر اسناد وجود دارد و بنده چنین عقیده ای ندارم. در آن برهه از مبارزه مطرح شد که دکتر مهاجرت نمودند و هجرتِ منجر به فوت ، حکم شهادت را دارد. این بیشتر به محتوای عملِ دکتر و حال و هوای آن زمان برمی گردد.

* برخی معتقدند ممکن است این سند ها جعل شده باشد. آیا شما به چنین موضوعی نرسیدید؟

با تجربه ای که من در این زمینه دارم و تقریباً بخش وسیعی از اسناد مربوط به شخصیت های مبارز را دیده ام، به چنین نتیجه ای نرسیدم. خصوصاً در مورد دکتر که مشابه موارد ذکر شده در بازجویی و مکاتباتش با ساواک در کتابهایش یافت می شود. تنها در مورد نامۀ چهل صفحه ای به ساواک، من مدتی به دنبال آن بودم تا از میان آشنایان، نزدیکان و علاقمندان و همفکران دکتر کسی را بیابم که آیا از این نامه و نوشتن آن توسط دکتر اطلاع داشته یا خیر؟ آیا دکتر برخی از دوستانش را در جریان چنین نامه ای قرار داده است؛ که اگر این گونه بود دیگر این سند حالت محرمانه نداشت و اگر این نامه بین دکتر و ساواک بوده قضیه فرق می کند و باید روی نامه کار کارشناسی انجام شود. همسر دکتر اطلاعی از این موضوع نداشت ولی برخی از دوستان دکتر در جریان نوشتن این نامه از طرف دکتر به ساواک بودند که برای همین امر، نامۀ چهل صفحه ای را نیز منتشر نمودیم.

* تأثیر این کتاب را در جامعه چگونه دیدید؟

به رغم آن که مرکز اسناد در امر معرفی و توزیع کتاب اهتمام لازم را به خرج نداد اما کسانی که در انتظار چنین مجموعه ای بودند به خوبی از آن استفاده کردند و بعد هر تحلیلی را که در مورد شخصیت دکتر دیدم به نوعی از این اسناد، چه به طور مستقیم و چه به شکل محتوایی استفاده کرده بود. می توان گفت انتشار این مجموعه از اسناد تا حدی مخالفان و موافقان دکتر را تعدیل کرد. موافقان هرگز تصور نمی کردند که دکتر اصلاً با ساواک بنشینید و گفتگو کند و همچنان به شکل یک افسانه و اسطورۀ مبارزه به او می نگریستند؛ البته دکتر با ساواک خیلی منطقی صحبت کرده بود و سر موضوع خودش هم پا فشاری نمود. مخالفان هم تصور نمی کردند که تمام حالات و رفتارهای دکتر زیر ذره بین ساواک بوده و با اعمال محرومیت ها، دستگیری ها و زندان های طویل المدت، تا این حد به دکتر فشار آورده باشد.

* آیا در حین کار با مشکل خاصی روبرو شدید؟

 بحمدالله خیر، کار خیلی خوب پیش رفت. فقط برخی جملات که بر روی برگه های خاصی از انواع کاغذ رول نوشته شده بود و حساس بود، ناخوانا بود و با تلاش، مشکل حل شد ولی باز هم کلماتی بودند که با حدس و گمان آنها را مشخص کردیم و یا اینکه اصلاً خوانا نشدند که در بازنویسی و تدوین سند به شکل نقطه چین آورده شده است.

*  تهیه این مجموعۀ سندی چقدر طول کشید؟

حدود یک سال.

* آقای کردی به جز این مجموعه اسناد، بر روی اسناد دیگری هم کار کرده اید؟

بله، اسناد شهید مطهری را در یک جلد کتاب تهیه نمودم و همچنین اسنادی از شهید هاشمی نژاد، شهید باهنر، شهید تندگویان و تختی را به صورت مقاله منتشر نموده ام.

/ 3 نظر / 106 بازدید
naser

آقا فوق العادست.ممنون از مقاله های خوبتان

emad

باتشكر فراوان.

آیا واقعا دکتر شریعتی بر اثر عارضه قلبی از دنیا رفت؟