دانشگاه اسلامی؛ مقدمه

***

با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357، دگرگونی بزرگی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و آموزشی کشور پدید آمد که دانشگاه ‌ها نیز از این تغییرات بنیادین مصون نماندند. شرح تغییر و تحول آموزش عالی پس از انقلاب اسلامی، مستلزم پیش‌درآمدی در مورد وضع دانشگاه ها و مبارزات دانشجویان در رژیم گذشته و تحولات اجتماعی و جنگ تحمیلی پس از وقوع انقلاب است. بدون این مقدمه، درک فراز و نشیب‌های آموزش عالی در دهۀ اول انقلاب و پس از آن، امری غامض و دشوار می ‌نماید.

کودتای 28 مرداد 1332 و ساقط نمودن دولت ملی، بی­اعتنایی به شعائر اسلامی و تحقیر و تخفیف متشرعین، اجرای نقشه­های بیگانگان ازجمله طرح امریکایی انقلاب به ­اصطلاح سفید، حضور مستشاران غربی در کشور و احساس وابستگی و سرخوردگی حاصل از آن، سرکوب معترضان به وضع موجود خصوصاً درافتادن با روحانیت مبارز و انقلابی، تبعید حضرت امام (ره)، انسداد سیاسی کامل و اختناق حاکم بر کشور و... موجب گردید تا ایجاد تحول در همۀ ساختارهای کشور­­، ازجمله نظام آموزش عالی، به هدف نهایی دانشجویان بدل گردد. در چنین شرایطی انقلاب اسلامی به وقوع پیوست اما برخی از گروه ‌ها و جریان ‌های وابسته به بیگانه، به جای همراهی و همنوایی با انقلاب و کمک در فراهم نمودن بستری مناسب و محیطی آرام برای پیشرفت علمی کشور، به تحقق اهداف خود و معارضه با مردم و رهبری انقلاب پرداخته، خواسته ‌های حزبی و منافع گروهی خود را پیگیری می ‌نمودند. این تحولات لاجرم به تعطیلی دانشگاه ‌ها، که اینک به اتاقِ جنگ برخی از گروه‌ ها تبدیل شده بود، منجر گردید.

با آغاز جنگ تحمیلی، آموزش عالی کشور با چالشی دیگر رو به ‌رو شد، چراکه دفاع مقدس امکانات مالی و تجهیزات و منابع مادی و معنوی بسیاری طلب می ‌نمود که بخش اعظم آن باید از طرف جامعۀ دانشگاهی تأمین می‌ گردید. ارسال امکانات به جبهه ‌ها و حضور اساتید و دانشجویان در مناطق مورد هجوم دشمن، آموزش عالی را در زمینه ‌های گوناگون، با مشکلات و موانع متعددی مواجه ساخت. سال‌ها بعد با اصلاح قوانین و پایان یافتن جنگ، آرام ­آرام ظرفیت ‌های آموزش  عالی آشکار شد و امروزه  در بسیاری از رشته ‌ها مانند انرژی هسته ‌ای، سلول‌ های بنیادی و نانوتکنولوژی، که برخی از موارد ذکر شده تا پیش از این در انحصار چند کشور بزرگ صنعتی قرار داشت، افتخارات بیشماری را کسب کرده است. با این مقدمه آموزشِ عالیِ پس از انقلاب اسلامی را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

دورۀ توقف فعالیت ­های دانشگاه؛

دورۀ بازسازی و تطبیق با اهداف انقلاب؛

دورۀ حرکت و آغاز رشد.

دورۀ اول با پیام رهبر کبیر انقلاب، تعطیلی دانشگاه‌ها و تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی آغاز شد. در فروردین 1359، امام خمینی (ره) در پیام نوروزی خود، بر تصفیۀ دانشگاه­ ها از عناصر شرقی و غربی تأکید کرده و فرمودند:

«باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه ‌های سراسر ایران به‌وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و یا غربند تصفیه گردند و دانشگاه، محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.»

 بعد از سخنرانی امام (ره) و دست گذاشتن بر مهم ‌ترین ضعف سیستم آموزش عالی، دانشجویانِ مسلمانِ پیرو خط امام با تجمع در دانشگاه ­های مختلف اعلام کردند تا زمانی که پاکسازی دانشگاه­ ها و تصفیۀ آن از دانشجویان، استادان و کارکنان غیرهمسو با جریان انقلاب به مرحلۀ اجرا گذاشته نشود، دانشگاه ­ها را ترک نمی‌کنند. در پی سخنرانی 29 فروردین­ ماه حضرت امام­(ره) مبنی بر اصلاح سیستم آموزش در دانشگاه­ ها، شورای انقلاب مهلتی سه روزه به گروه ­ها و احزابِ سیاسی برای تعطیلی دفاتر خود در دانشگاه­ های سراسر کشور داد و با حمایت گستردۀ مردم انقلابی، سرانجام این شورا روز ۱۵ خردادماه 1359 را به ‌عنوان پایان نیمسال دوم تحصیلی اعلام نمود و دانشگاه ­های سراسر کشور تعطیل شد. در 23 خردادماه 1359 به فرمان امام خمینی(ره) ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد که هدف آن تغییر و تحولات گسترده در نظام آموزش عالی بود. پس از تشکیل جلسات متعدد و اتخاذ تصمیمات لازم، دانشگاه‌ ها و مؤسسات آموزش‌ عالی پس از سه سال تعطیلی، در سال 1362 بازگشایی شد.

دورۀ دوم را می ‌توان در راستای احیاء مجدد آموزش ­عالی در جهت اهداف انقلاب دانست. دراین دوره به دلیل شرایط جنگی کشور ، پذیرش دانشجو و بودجۀ تحقیقاتی کاهش یافت. در همین دوران است که آموزش پزشکی از آموزش عالی تفکیک شد و تغییرات زیادی در برنامه ‌ریزی درسی و آموزشی صورت گرفت.

دورۀ سوم که از نظر زمانی با پایان جنگ آغاز می ‌گردد و تا امروز ادامه دارد، افزایش مراکز آموزش عالی، رشد گستردۀ آموزش عالی غیردولتی- دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور و دانشگاه ‌های علمی و کاربردی -  افزایشِ پذیرشِ دانشجو، رشد تحصیلات تکمیلی، اعزام دانشجو به خارج، افزایشِ تعداد کارکنان آموزشی، توسعۀ آموزش از راه دور، تشکیل دوره ‌های شبانه، جذب دانشجویان خارجی، افزایش مراکز تحقیقات علمی و افزایش بودجۀ تحقیقاتی و گسترش رشته ‌های روز دنیا را در پی داشته است.

نکتۀ قابل ذکر این ‌که، دانشگاه در ایران برخلاف جوامع غربی، از متن تحولات درونی و سنت ‌های آموزشی جامعه برنیامده و بیشتر جنبۀ وارداتی پیدا کرده است. بنیانگذاران این نهاد آموزشی، در پاسخ به نیاز تربیت نیروی متخصص برای توسعۀ کشور، با الگوبرداری از آموزش عالی در غرب، اقدام به تأسیس دانشگاه و مراکز آموزش عالی در کشور نمودند، بدون آن ‌که کارشناسی دقیقی از معایب و نواقص این امر به‌ عمل آورند. به نظر می ‌رسد علی ‌رغم تحولات اساسی در سیستم آموزشِ عالیِ پس از انقلاب، هنوز ردّ پای اندیشه ‌های غربی، در دانشگاه دیده می ‌شود. این مسئله موجب نگرانی ‌هایی دربارۀ استقلالِ علمی و عدم رهایی از بنیان ‌های اندیشۀ غربی خصوصاً در زمینۀ علوم انسانی شده است که انعکاس آن را می ‌توان در کلام دلسوزان نظام، ازجمله در دیدارها و گفتگوهای مقام معظم رهبری در جمع دانشگاهیان مشاهده نمود.

مقام معظم رهبری، حضرت آیت ­الله ­العظمی خامنه ­ای (مد­ظله العالی)، رهبری است که نامش با ادب، دانش و پیشرفت گره خورده است. دغدغۀ دانشِ ایرانی، همواره در کلام ایشان متبلور و اندیشه ­شان در پی بنیادگذاریِ دانشگاهِ اسلامی- ایرانی در خروش بوده  است. دانشگاه در اندیشۀ ایشان، باید محیطِ دین باشد. فاصله گرفتن از بنیادهای تفکر دینی در مقاطعی از تاریخ، موجب عقب ماندن ما از قافلۀ پیشرفت شده و وابستگی ایران را به دانش ­های دیگران رقم زده است. بازگشت به اندیشۀ اسلامی است که می ­تواند ایرانیان را دیگر بار سرآمدِ دانشیانِ روزگار کند. هم از این  رو است که مقام معظم رهبری مؤکداً می­ فرمایند:

«محیط دانشگاه ‏هاى ما یک چنین محیطى است؛ محیط دین است، محیط اسلام است. البته نه این­که ما به این اندازه قانع باشیم؛ نه، بحث قانع بودن نیست؛ اما انسان نمى‏تواند عمیقاً راضى و خشنود نباشد. این، نعمت بزرگ خداست. پس اینها واقعیات است. محیطِ دانشگاه یک محیطى است حقیقتاً مساعد، حقیقتاً مناسب؛ و با انتظاراتى که از این محیط وجود دارد، حقیقتاً برجسته از لحاظ دینى.» (در دیدار با اعضای دفاتر نمایندگی رهبری در دانشگاه ­ها/ 1389/4/20)

از منظر ایشان، خلاء دنیای امروز، آمیزشِ علم و ایمان است و وظیفۀ دانشگاهِ اسلامی، پر کردن این خلاء:

«اگر شما بتوانید گوهر اسلام ناب و آن درخشندگى ‏ها را، به آن شکلى که بتواند در جامۀ آراستۀ علم، خودش را نشان بدهد، ارائه دهید، کار بزرگى که کرده‏اید، این است که راه را براى ورود نخبگان در این میدان ها باز کرده ‏اید. آمیزش علم و معنویت، علم و ایمان، علم و اخلاق، آن خلاء امروز دنیاست. دانشگاه اسلامى، علم و ایمان، علم و معنویت، علم و اخلاق را با هم همراه مى‏ کند. علم را مى‏ آموزد و جهت‏ گیرى علم را از اخلاق و ایمان مى ‏گیرد. این ­که گفتند علم با دین مى‏ سازد یا نمى‏ سازد، این ندیدن منطقۀ نفوذ علم و دین است؛ اینها هرکدام یک منطقۀ نفوذى دارند؛ تلفیق اینها، این است که علم- یعنى این سلاح را- ایمان- یعنى آن به کار بَرنده- مى ‏گیرد و جهتش را مشخص مى ‏کند؛ با این سلاح مى ‏شود بهترین و بدترین آدم ‏ها را هدف قرار داد؛ منتها تا این سلاح دست که باشد؟ این سلاح «علم» است و «ایمان» جهت آن را مشخص مى‏ کند. اگر ایمان بر دانش غربى تسلط داشت، دانشِ غربى به بمب اتم نمى ‏رسید، تا بعد این ‏قدر تویش گیر کنند که چه کارش کنیم؛ محدودش کنیم؛ نگذاریم تا دنیا ویران نشود. کارشان اصلاً به اینجا نمى ‏رسید. اگر ایمان با دانش همراه بود، اصلا ًاستعمار و استعمار نو- که استعمار نو مخلوق دانش بود- به­وجود نمى ‏آمد. تسلط بر کشورها، تصرف کشورها، تسلط قهرآمیز بر ملت ها و بردن ثروت ملت ‏ها- که این بلاى این دویست سال گذشتۀ دنیا و ملت‏ هاست- اینها اصلاً به­ وجود نمى ‏آمد. علمِ جدا از ایمان، این است و شما در دانشگاه اسلامى، مى‏ خواهید این خلاء را پُر و علم را با ایمان آمیخته کنید؛ یعنى دانش را چه در بافت درونى خودش، چه در استنتاجش و چه در جهت ‏گیرى ‏هایى که در آن به کار خواهد رفت، از ایمان سیراب کنید.» (در دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) / 1384/10/29)

اهمیت علم و دانش ­اندوزی از نظر اسلام، حاکمیتِ دین در دانشگاه، دانشگاه اسلامی، فرهنگ ­سازی، استقلالِ علمی، خودباوری، جذب اساتید مؤمن و متعهد، ویژگی ­های رؤسای دانشگاه ­ها، تشکل ­ها و جریان ­های دانشگاهی، ویژگی ­های محیط­ های دانشگاهی، درک روحیۀ دانشجویی، هشیاری سیاسی، آرمان­ گرایی، وظایفِ نخبگان، حضور مسئولان در دانشگاه، تولید علم و جنبش نرم ­افزاری، نگاهِ علمی و صحیح به علوم انسانی، نحوۀ تعامل علمی با جهان، اقتصادِ دانش­ محور، ترسیم نقشۀ جامع علمی کشور، نظام ملیِ نوآوری و ... برخی از عناوین مطالب گردآوری شده است.

/ 0 نظر / 11 بازدید