گلاب گیری در قمصر کاشان

آوردنِ نام مجتمع رفاهی و گردشگری «مارال ستاره» و تأکیدم بر مناسب بودن امکانات آن بی دلیل نیست، زیرا در گفتگو با دیگران، خصوصاً مسافران داخلی و توریست های خارجی متوجه شدم که یکی از عوامل بی رغبتی به مسافرت و بازدید از اماکن طبیعی و تاریخی ایران، کمبود امکاناتِ رفاهیِ بین راهی است. گرچه در سالیان گذشته در این زمینه اقداماتِ قابل توجهی از سوی دولتمردان و بخشِ خصوصی صورت گرفته اما تا رسیدن به نقطۀ مطلوب فاصلۀ زیادی وجود دارد.

بگذریم، مقصد ما «قمصر» مرکز گلاب گیری ایران بود، برای همین باید شهر کاشان را پشت سر می گذاشتیم و پس از طی حدود 35 کیلومتر از جادۀ اصلی، خود را به جادۀ قمصر می رساندیم.  4 سال پیش درست در چنین روزی؛ یعنی در 89/3/6 و زمانی که اندکی از اوج گلاب گیری گذشته بود، برای دیدن مراسم گلاب گیری به « نیاسر» سفر کردیم. در این موقع از سال، شهرهایی چون نیاسر، قمصر و کامو دیگر گل ندارند اما از کوهستان ها و مناطق خنک تر همچنان گُل به کاشان می رسد و مراسم گلاب گیری ادامه می یابد. البته پس از فصلِ گلاب گیری تا مهرماه نیز، گلاب گیران در تهیۀ سایر عرقیات فعال هستند: عرق نعنا، بیدمشک، گل گاوزبان، طارونه، هِل، کاسنی، خارشتر و . . . همچنین عده ای به کار تهیه و تولید انواعِ شربت می پردازند.

قمصر شهری سرسبز در دلِ کویر است. خوشی آب و هوای آن موجب شده این شهر به تفرجگاه و ییلاقِ کاشانی های پولدار تبدیل شود و  بدین سبب خانه هایی بسیار شیک در آنجا بنا شده است. صنایع این شهر عبارت است از: قالی بافی، گلاب گیری، صابون پزی و جوزقندسازی( هلو یا شفتالوی خشک کرده که مملو از مغز گردو یا پودر قند است). از نظر محصولات کشاورزی نیز انواع محصولات سردسیری نظیر گردو، بادام، فندق، زردآلو، گونه های مختلف گلابی، سیب، زردآلو، گیلاس، خرمالو، انگور، هلو و . . . در این دیار به عمل می آید.

علاوه بر کارخانه ها و کارگاه های بزرگ، در بسیاری از خانه ها گلاب تهیه می شود. لااقل یک دستگاهِ گلاب گیری در بسیاری از باغ ها، خانه ها و حتی حاشیة کوچه ها و گذرها دیده می شود و مردم خونگرم و مهمان نوازِ قمصر،  با رویی گشاده میهمانان و گردشگران را برای دیدنِ نحوۀ گلاب گیری و عرضۀ تولیداتِ خود، به این کارگاه های کوچک دعوت می کنند. گل ها صبح زود چیده می شوند و معمولاً همان روز یا حداکثر روز بعد از چیده شدن برای تهیة گلاب به درون دیگ ها سراریز می گردند. پس از ساعاتی گلاب بدست آمده را در پارچ های مسی یا قرابه می ریزند و عطر حاصله( عطر گل محمدی) را در ظروفی جداگانه.

چنانچه ذکر شد مردم قمصر، به مانند سایر مردم کویر خونگرم و مهمان نوازند. از دیگر سجایای اخلاقی ایشان، خلق و خوی خوش و زیست توأم با تربیتِ دینی و معنوی است. آنان دلبسته به خاندان ولایتند و امامزاده پیر داود و مسجد جامعِ آن، نشانی است از حیات مذهبی ایشان و دلدادگی به اهل بیت پیامبر علیهم ااسلام. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که اماکنِ یاد شده علاوه بر کارکرد مذهبی و آیینی، آغوشِ خویش را برای پذیرایی از مسافرانِ خسته گشوده اند؛ به طوری که بسیاری از گردشگران اقامت در این مکان ها را به اتراق در جاهای دیگر ترجیح می دهند.


پس از خروج از شهر و حرکت به سوی کاشان، در نزدیکی روستاهای حسین آباد و مسلم آباد به یک کاروانسرا و آب انبار بزرگ و نسبتاً سالم برخورد نمودیم که در وسط کویر به حال خود رها شده اند. این کاروانسرا که در دورۀ صفویه احداث گردیده،  به کاروانسرای گبرآباد قمصر معروف است و چون نگینی در دل کویر می درخشد و چنانچه ذکر گردید تقریباً به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده است. کاروانسرا دارای حیاطی مرکزی و چهار ایوان بزرگ است و همچون سایر کاروانسراهای احداث شده در دشت های کویری، جهت حفظ امنیت مسافران و اموال ایشان به صورت قلعه بنا گردیده است و دارای دیوارهای بلند و  عریض و چهار برج مستحکم در چهار گوشۀ بناست. دروازه با  دری چوبی که بر روی آن گُلِ میخ هایی برجسته خودنمایی می کند، به همراه کاشی کاری های سردر که دارای رنگ های شاد و زنده است، زیبایی خاصی به ورودی بنا داده است. همچنین ایوان های کناری که در دو طبقه تدارک دیده شده، بر زیبایی و شکوهِ بنا افزوده است.  به فاصلۀ اندکی از کاروانسرا و درست رو به روی آن، آب انبار قرار دارد که به شکلی اعجاب انگیز، در صحت و سلامت قرار دارد چنانچه  ظرافت های بنا، چون میله هایی سنگی کنارِ آن که مخصوص بستن چارپایان به آن بوده، همچنان سالم باقی مانده است. با این حال تغییراتِ نا بجا، تعمیر و بازسازی ناشیانه و به کار بردنِ قطعات ناهمگون با سایر بخش های بنا – همچون درها و پنجره های آهنی – به زیبایی بنا آسیب های جدی وارد نموده است. نوشتنِ یادگاری بر روی دیوارهای اماکنِ تاریخی هم چیزِ تازه ای نیست و این بنا نیز از این عملِ ناپسند مصون نمانده است. اما همۀ این کج سلیقگی ها در برابر بی اعتنایی مسؤولان و متولیانِ بخشِ گردشگری و میراثِ فرهنگی به حفظ و مرمتِ ابنیۀ تاریخی ناچیز می نماید. با وجودی که بسیاری از ملل با تمسک به اموری جزیی و پیشِ پا افتاده در پی خلق تاریخ و پیشینه ای درخشان برای خود می باشند، چوبِ حراج زدن به داشته های گرانقدرمان و عدم اقدام مؤثر و مفید در جهت نگهداری و حراست از آن ها، گناهی است بزرگ و مسلماً  آیندگان این بی توجهی را بر ما نخواهند بخشید.


/ 0 نظر / 66 بازدید