دانشگاه اسلامی؛ متن(1)

حدیث دیگر از نبى مکرّم اسلام، حضرت پیغمبر صلى‌ اللَّه‌ علیه ‌و آله ‌وسلّم است: «ما قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبادِ شَیْئاً اَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ»؛ خداوند متعال میان بندگان خود هیچ چیزى را با ارزش­تر از خردمندى تقسیم نکرده است. خدا ارزاق را بین بندگان خود تقسیم کرد؛ هوا، آب، عمر و لذّت ‌ها را. «ما بِنا مِنْ نِعْمَتهٍ فَمِنَ اللَّه»؛ همه مال خداست. در میان این همه نعمت گوناگون و رنگارنگ، به شهادت نبىّ  اسلام، میان بندگان هیچ نعمتى به ارزش خردمندى تقسیم نشده است. بعد جمله ­هایى دارند که چون طولانى می ­شود، آن جمله ‌ها را نمى‌ خوانم. در آخر مى ‌فرمایند: «وَلا بَعَثَ اللَّهُ نَبیاً ولا رسولاً حَتّى یَسْتَکْمِلَ العَقْل»؛ خداى متعال هیچ پیغمبرى را در طول تاریخ به میان مردم نفرستاد، مگر بدین هدف و مقصود که خرد را در میان مردم کامل کند. در خطبۀ نهج­البلاغه هم هست که خداى متعال پیغمبر را فرستاد «وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ» [نهج­البلاغه، خطبه1]؛ تا گنجینه هاى خرد را در میان انسان‌ها برشورانند؛ برانگیزانند.[1]

 

ارزش علم و عالم از نظر اسلام

در اسلام ضدیت دین با علم و ضدیت دین با عقل، اصلاً معنا ندارد

 

در اسلام ضدیت دین با علم و ضدیت دین با عقل، اصلاً معنا ندارد. در اسلام یکی از منابع حجت برای یافتن اصول و فروع دینی، عقل است؛ اصول اعتقادات را با عقل بایستی به­دست آورد؛ در احکام فرعی هم عقل یکی از حجت ­هاست. اگر شما به کتب احادیث ما نگاه کنید - مثل کتاب «کافی» که هزار سال پیش نوشته شده - اولین فصل آن، «کتاب العقل والجهل» است که اصلاً فصلی است در باب عقل و ارزش و اهمیت آن و اهمیت دانایی و خردمندی. اسلام همچنین نسبت به علم، مهم‌ ترین حرکت و مهم­­ترین تحریک و تحریص را داشته است. تمدن اسلامی به برکت حرکت علمی که از روز اول در اسلام شروع شد، به­ وجود  آمد. هنوز دو قرن به­  طور کامل از طلوع اسلام نگذشته بود که حرکت علمی جهش ­وار اسلامی به­ وجود  آمد؛ آن هم در آن محیط. اگر شما بخواهید آن حرکت علمی را با امروز مقایسه کنید، باید قطب ­های علمی امروز دنیا را در نظر بگیرید، بعد فرض کنید که کشوری در نقطۀ دوردستی از دنیا قرار دارد که دور از هر­گونه مدنیتی است؛ این کشور وارد میدان تمدن می ‌شود و به فاصلۀ مثلاً صد یا صد و پنجاه سال، از لحاظ علمی بر همۀ آن تمدن ها فائق می ‌آید؛ این یک حرکت معجزه ­آساست؛ اصلاً قابل تصور نیست. این نبود مگر این­که اسلام به علم، فراگیری آن و تعلیم دادن علم و زندگی عالمانه، تحریص داشت. اصلاً ببینید در احادیثی که در زبان ‌هاست و گاهی مورد تعمق قرار نمی ‌گیرد، چقدر بعضی از نکات مهم هست: «النّاسُ ثلاثة: عالمٌ و متعلمٌ علی سَبیلِ نَجَاةٍ و هَمَجٌ رَعَاعٌ»؛ اصولاً ما سه دسته انسان داریم: انسان‌هایی دانشمندند؛ انسان‌ هایی در طریق دانستن هستند؛ بقیه، «هَمَجٌ رَعَاعٌ» هستند. هَمَجٌ رَعَاعٌ یعنی انسان‌ های سرگردان، بی ‌ارزش و بی ‌وزن. می ‌بینید که اسلام اصلاً نسبت به علم، در درجۀ اول، ارزش را روی علم می‌ برد؛ چه داشتن علم و آموختن آن به دیگران و چه فراگیری علم. محیط اسلامی، چنین محیطی است.[2]

 

اهمیت علم

علم اقتدار است

 

در این زمینه که علم نیاز است، شماها مى‌دانید، اما خوب است مجدداً من این را بگویم که حقیقتاً کشورى که دستش از علم تهى است، نمی تواند توقع عزت، توقع استقلال و هویت و شخصیت، توقع امنیت و توقع رفاه داشته باشد. طبیعت زندگى بشر و جریان امور زندگى این است. علم، عزت می ‌بخشد. جمله ‌اى در نهج البلاغه هست که خیلى جملۀ پرمغزى است. می‌ فرماید: «العِلمُ سلطان»؛ علم اقتدار است. «سلطان» یعنى اقتدار، قدرت. «العِلمُ سُلطان مَن وَجَده صالَ به وَ مَنْ لم یَجِدْه صِیلَ عَلَیه»؛ علم اقتدار است. هر کس این قدرت را به چنگ آورد، می ‌تواند تحکم کند؛ می ‌تواند غلبه پیدا کند؛ هر کسى که این اقتدار را به‌دست نیاورد، «صیل علیه»؛ بر او غلبه پیدا خواهد شد؛ دیگران بر او قهر و غلبه پیدا می‌کنند؛ به او تحکم می‌ کنند.

این واقعیت را ملت ایران در یک دورۀ طولانى، با پوست و گوشت و استخوان خودش لمس کرد. به ما تحکم کردند؛ به ما زور گفتند؛ منابع ما را در مشت گرفتند؛ ملت ما را از رفاه محروم کردند. تاریخچۀ تلخ و محنت­بارى این دورۀ صدسالۀ کشور ما دارد، که ما نتایجش را الآن داریم می ­چشیم؛ با این­که ما حرکت را شروع کردیم؛ انقلاب اوضاع را دگرگون کرد؛ ورق را برگرداند. امروز کشور ما یک کشورى است که از لحاظ عزت سیاسى و بین ‌المللى، در دنیا کم‌نظیر است؛ این را دشمنان ما هم قبول دارند. ملت بیدار شده است. شجاع است. کشور داراى هویت و شخصیت است؛ اما در عین حال نتایجش را داریم مى ­بینیم. یعنى آن کسانى که علم را صد سال، دویست‌ سال پیش از ما به‌ دست آوردند و چند میدان از ما جلوتر حرکت کردند و پیش رفتند و به برکات علم دست پیدا کردند، هنوز هم دارند زور مى ‌گویند. همین مسئلۀ انرژى هسته ‌اى و توانایی علمى و فناورى هسته‌ اى، یک نمونه ‌اش است. «نداشته باشید؛ ما به شما اطمینان نداریم»؛ حرف زور. کى‌ ها به ما می‌ گویند اطمینان به شما نداریم؟! آن کسانى که خودشان در ظرف بیست سال، دو جنگ جهانى درست کردند و همۀ دنیا را در آتش جنگ مشتعل کردند؛ اروپایی ­ها.[3]

علم براى امروز و فرداى ما حیاتى است

 

حرف ما در این جلسه على ­القاعده حرف «اهمیت علم» است؛ این حرفِ تکرارى، لیکن در عین ­حال لازم ‌التکرار را باید آن ‌قدر بگوییم که به معناى حقیقى کلمه و از بن دندان، به این ضرورت اعتقاد پیدا کنیم و فضاى کشور را از بیمارى مزمنى که در طول سال ­هاى متمادى دچارش بود، خارج کنیم و همۀ فعالیت ­هاى کشور بشود علم و تحقیق ‌محور. بارها گفته ‌ایم و صد­بار دیگر هم خواهیم گفت؛ و اگر دانشجو و استاد و مدیر و مسئول و وزیر از ما توصیه­ اى بخواهند، توصیۀ ما همین خواهد بود که: با علم و تحقیق و کاوش، این اقیانوس عظیمى که خداى متعال در برابر انسان قرار داده است و قدرت ژرف­ کاوى در این اقیانوس را هم به انسان داده، هر چه می ‌توانید پیش بروید و عمق ‌یابى کنید. بنابراین، علم براى امروز و فرداى ما حیاتى است. ما هر­کار دیگرى بکنیم، اگر در علم تهیدست باشیم، آن کارها، کارهاى عقیم و بى ‌عاقبتى خواهد بود.[4]

 

جایگاه دانشگاه از دیدگاه امام(ره)

دانشگاه، پایه ‌ای برای آیندۀ  کشور

 محسوب می ‌شود

 

ما مى‌توانیم به‌صورت قاطع ادعا کنیم که در نظر رهبر کبیرِ فقید ما، مسئلۀ دانشگاه‌ ها، جزو مسائل طراز اول براى انقلاب و کشور بوده است. یک وقتى در دیدار جمعى از مسئولان فرهنگى کشور ایشان فرمودند: مسئلۀ جنگ، یک امر موقت است؛ در صورتى که مسئلۀ مهم و ماندگار و اساسى ما، دانشگاه‌ هاست. این، یک واقعیت است. دانشگاه که قوام اصلى آن به استاد و دانشجوست، حقیقتاً پایه ‌اى براى آیندۀ کشور محسوب مى‌شود.[5]

 

دانشگاه اسلامی

در دانشگاه اسلامی قدسیت علم حفظ می ‌شود

 

علم را اسلام قدسیت بخشیده، علم یک امر مقدس است؛ دنبال علم رفتن داراى قدسیت است. این­طور نیست که علم مثل هر ابزار دیگرى، فقط وسیله­ اى براى پول در­آوردن باشد - حالا پول هم از آن در­می ­آید - اما قدسیت علم باید حفظ شود؛ «العلمُ نور»؛ نور بودن علم باید مورد نظر باشد و ازجمله شئون دانشگاه اسلامى، یکى همین است. همه خیال مى‌کنند دانشگاه اسلامى که مى‌ گوییم، یعنى حجاب ­ها این­ طورى باشد، پسرها آستین کوتاه نپوشند و زلف‌ها بلند نباشد؛ اینها که معناى دانشگاه اسلامى نیست! دانشگاه اسلامى از لحاظ ایمان، انگیزه، شور مقدس، رفتار اسلامى و علم‌آموزى مؤمنانه، اینها شرط دانشگاه اسلامى است.[6]

 

دانشگاه اسلامی و منزلت علم

دانشگاه اسلامى را دانشگاهى مى ­دانم

 که در آن، علم یک ارزش حقیقى است

 

من به ­طور خلاصه دانشگاه اسلامى را دانشگاهى مى ­دانم که در آن، علم یک ارزش حقیقى است. آدم، علم را براى گرده نانى که از آن طریق مى ‌شود به ‌دست آورد، تحصیل نمى‌ کند. ببینید، نبىّ‌ اکرم مى‌ فرمایند: «اُطلبوا العِلم ولو بالصِّین». یعنى با شرایط آن روز، اگر لازم است از حجاز به چین بروید تا علم به‌دست بیاورید؛ بروید. آن روز براى چقدر پول و چقدر درآمد ممکن بود یک نفر سوار شتر یا سوار کشتى شود و به چین برود؟! مگر امکان دارد چنین تلاشى در مقابل درآمد مادّى باشد؟! این معنایش آن است که علم ارزش است. این در دانشگاه اسلامى باید باشد.

شما باید علم را دوست بدارید، ارزش بدانید، آن را براى خدا و با نیّت خالص دنبال کنید. ضمناً عزیزان من! باید به تهذیب نفس بپردازید و بنیان­هاى اخلاقى را در خودتان تقویت کنید. براى یک کشور، عالم و محقّق و پژوهشگر و نابغه، ثروت خیلى بزرگى است؛ اما به شرط این­که در او بنیان‌هاى اخلاقى استوار باشد؛ وجدان اخلاقى زنده باشد، والّا آن علم به درد نمى ‌خورد.

شما مى ‌دانید که در زمان رژیم گذشته، در همین دانشگاه ‌هاى ما، چقدر بچه‌ ها تحصیلات انجام دادند؛ استعدادهاى خوبى هم داشتند، اما بعد هم گذاشتند به خارج رفتند و نوکر فلان دولت خارجى که علیه ملتشان کار مى‌ کرد، شدند! نان این ملت را خوردند، در دانشگاه این ملت درس خواندند؛ اما رفتند نوکر آنها شدند و تا آخر عمرشان آنجا ماندند. این، نداشتن وجدانِ اخلاقىِ بیدار است. البته حالا اگر بخواهیم دو کلمه بگوییم، این مطالب مى ­شود، والّا اگر بخواهیم به تفصیل بگوییم، یک ساعت طول مى ‌کشد.[7]

 


[1] در دیدار اساتید و دانشجویان قزوین (1382/9/26)

[2] در دیدار با جوانان نخبه و دانشجویان (1383/7/5)

[3] در دیدار نخبگان جوان (1386/6/12)

[4] در دیدار رؤساى دانشگاه‌ ها و مؤسسات آموزش عالى(1385/5/23)

[5] در مراسم بیعت از دانشجویان و دانشگاهیان‌ (1368/3/23)

[6] دیدار مسئولان، استادان و دانشجویان دانشگاه امام جعفر صادق(ع) (1384/10/29)

[7] در جلسۀ پرسش و پاسخ دانشگاه تهران ‌(1377/2/22)

/ 0 نظر / 23 بازدید