انقراض قاجاریه؛ در سنگ نگاره های چشمه علی و تنگۀ واشی

شاید عمده ترین تفاوت این دو محل، به وضعیت جغرافیایی و اقلیم هر یک از آن ها مربوط باشد. «تنگۀ واشی» در شمال شهر تهران و در 17 کیلومتری شهر فیروزکوه قرار دارد. دو کیلومتر مانده به فیروزکوه، جادۀ فرعی سمتِ چپِ مسیر، گردشگران را به سوی «تنگۀ ساواشی» یا همان «تنگۀ واشی» می خواند. از ابتدای این راهِ فرعی تا روستای «جِلیزجَند» ده کیلومتر فاصله است. در ورودی روستا، فروشندگانی به چشم می خورند که  کفش ها و دمپایی های پلاستیکی را عرضه می کنند. این مسأله برای کسانی که بی برنامه و بدون وسایل لازم راهی سفر شده اند غنیمتی است بزرگ؛ چراکه راه رفتن در آب سرد رودخانه با بستر سنگی آن، امری است ناممکن یا بسیار دشوار. پس از آن، ورودیه ای 5000 تومانی مجوز راهیابی به روستا را صادر می کند. 5 کیلومتر بعد از آن، در آستانۀ تنگه ای ایستاده ای که از میان آن، رودخانه ای پر آب می گذرد و عظمت و شکوه خداوندی را به نمایش می گذارد.

 واشی یا همان «بهشت گمشده» از سه بخش تشکیل شده است: 1- تنگۀ ورودی 2- دشت ساواشی و 3- تنگۀ دوم یا پایانی، که در انتهای آن آبشار دیدنی واشی جریان دارد. از ابتدای تنگۀ اول تا آبشار، مسیری تقریباً 3 کیلومتری است. مسیر تنگۀ ورودی تقریباً 250 متر و مسیر تنگۀ دوم تا پای آبشار حدوداً 800 متر است. بین دو تنگه، دشت زیبا و چشم نواز ساواشی قرار دارد که مسیر پیاده روی آن در حدود 1700 متر می باشد. از آنچه گفته شد چنین برمی آید که واشی در منطقه ای کوهستانی و سرد قرار دارد.

به عکسِ واشی، «چشمه علی» در منطقه ای نسبتاً گرم واقع شده است. این مکان یکی از نقاط باستانی، دیدنی و تفریحی شهرری به شمار می‌رود که در شمال این شهر و در جنوب تهران -  منطقۀ ۲۰ شهرداری -  قرار دارد.  چشمه علی در همسایگی ابن بابویه ، برج طغرل ، دژ رشکان و در زیر باروی ری واقع شده است. آبِ چشمه‌ از جاجرود و قیطریه تأمین می شود و پس از گذر از راه های زیر زمینی، از میان صخره‌ای بزرگ خارج می شود.  نام باستانی این چشمه را «سورینی» یا «سورِن» ذکر می کنند که این واژه برگرفته از نام یکی از هفت خاندان بزرگ ساسانی است. پس از ورود اسلام به ایران، ری به یکی از کانون های اصلی ترویج تفکر شیعی مبدل می شود و ارادتِ مردمانِ این دیار به داماد و وصی پیامبر(ص) موجب می گردد تا نام این چشمه به «چشمه علی» تغییر یابد.[1] 

اما این دو مکان تاریخی شباهت هایی هم با یکدیگر دارند که وجود کتیبه های حجاری شدۀ قاجاری در دل سنگ ها، یکی از وجوه این تشابه می باشد. از دوران پادشاهی فتحعلی شاه سه کتیبه باقی مانده است که دو کتیبۀ آن در تنگۀ واشی و چشمه علی است و دیگری کتیبۀ شکل شاه است که در پشتِ تونل وانا در جادۀ هراز واقع شده ‌است. هر سۀ این کتیبه‌ها به دستور فتحعلی شاه قاجار حکاکی شده‌ است. فتحعلی شاه که دوران پیش از پادشاهی خویش را در شیراز گذرانده بود، با دیدنِ نقش برجسته‌های آن دیار، سه نفر به نامهای حجارباشی، نقاش باشی و معمارباشی را مسئول ساخت این سه کتبیه در تهران کرد.

کتیبۀ واقع در تنگۀ ورودی واشی دارای ابعاد شش در هفت متر است که وقایع زمان فتحعلی شاه، دور تا دور آن  روایت شده‌است. بزرگ‌ترین نقش برجستۀ این کتیبه‌ها، نقش شکارگاه با تصویر اسب، نیزه و شکارهایش است که در اطراف آن می‌توان عباس میرزا، علی قلی میرزا و علی نقی میرزا پسران فتحعلی شاه و همچنین نوادگانش را در حال شکار دید. این کتیبه که حدوداً ۱۸۵ ساله ‌است به گونه‌ای در دل کوه حک شده که از بارش باران و تابش آفتاب در امان می باشد.

اما کتیبۀ چشمه علی نه از بارش باران و نه از تابش آفتاب، از هیچیک مهربانی ندیده و گذر زمان موجب شده تا بر چهرۀ رنگ و رو رفته اش چین و چروک های پیری نیز خودنمایی کند. در این سنگ نگارۀ پر از شیار و تَرَک، فتحعلی شاه بر تختی نشسته و دور تا دور او را درباریان احاطه کرده اند. مرحوم دهخدا دربارۀ تاریخ و چگونگی پیدایش این اثر می نویسد:«خاقان خلدآشیان، فتحعلی شاه که اغلب به چشمه علی به تفرج می رفتند در سال ۱۲۴۸ هجری قمری حکم فرمودند که در بالای چشمه علی صفحه ای را همواره کرده بر روی سنگ، تمثال آن پادشاه را با بعضی از شاهزادگان کنده کاری کنند و بعضی اشعار در دور آن صفحه کتیبه شده که از تاریخ این عمل خبر می دهد.»[2]

 

کتیبۀ تنگه واشی


کتیبۀ چشمه علی

اما شباهت های این دو مکان به مطالب گفته شده محدود نمی شود. صنعت گردشگری و عدم نگهداری و محافظت صحیح از این آثار تاریخی و اماکنِ ارزشمند و منحصر به فرد توسط نهادهای مسئول، ضربات جبران ناپذیری به آن ها وارد نموده است. نوشتنِ یادگاری و کنده کاری بر روی کتیبه ها، آب تنی خصوصاً در حوضچۀ چشمه علی، ریختن زباله از هر نوع و به هر میزان خصوصاً در رودخانۀ واشی و دشت ساواشی و . . . نمونه ای از نامُرادی هایی است که اگر موقوف نگردد، به زودی اثر تاریخی قابل ملاحظه و طبیعتی پاک باقی نخواهد ماند. وجود برخی آلودگی ها ازجمله آلودگی های صوتی و دیدن رفتارهایی که با سبک زندگی اسلامی و ایرانی هیچ همخوانی و تطابقی ندارد، آزار دهنده است. در میانِ سیلِ جمعیتی که به این مناطق از استان تهران رو می آورند، کمتر فردی بومی و محلی می یابی. این نشان دهندۀ فاجعه ای است بس بزرگ؛ فاجعه ای انسانی و اجتماعی که حکایت از مهاجرتِ وسیع هم وطنان به تهران دارد. علت مشخص است؛ عدم عدالت در توزیع منابع و امکانات کشور، محرومیت و بی کاری در شهرستان ها و . . .  چاره نیز آسان است: نباید همۀ راه ها به تهران ختم شود. بدیهی است طرح انتقال پایتخت و طرح هایی از این دست، آغاز نشده، شکست خورده اند. باید نگاه ها را عوض کرد. «ایران، تهران نیست.»

 

[1].  طبق برخی از آمارها، در حدود 2500 منطقه در ایران با نام مبارک علی بن ابیطالب(ع) مزین گردیده است. این مسأله در جای جای افغانستانِ اسلامی نیز مشهود است.(بنگرید به کتاب «شیعیان افغانستان» از نگارنده، منتشر شده از سوی نشر بقعه و نشر مضراب)

[2]. لغتنامه

/ 1 نظر / 39 بازدید
پیروز

آّقا خیلی لذت بردم . با تشکر و درود فراوان